<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>نشریه دامپزشکی ایران</title>
    <link>https://www.ivj.ir/</link>
    <description>نشریه دامپزشکی ایران</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>شیوع سرمی نئوسپورا کانینوم در سگ &amp;shy;های خرم آباد و کرمانشاه، غرب ایران</title>
      <link>https://www.ivj.ir/article_243165.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp; نئوسپروزیس با توزیع جهانی تأثیر زیادی بر صنعت پرورش گاوهای شیری دارد. &amp;amp;nbsp;این مطالعه با هدف تعیین شیوع سرمی و عوامل خطر آلودگی به نئوسپورا کانینوم در سگ &amp;amp;shy;های صاحب&amp;amp;shy;دار و بدون صاحب در نواحی غرب ایران (خرم&amp;amp;shy;آباد و کرمانشاه)، انجام شده است.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;در مجموع تعداد 120 قلاده سگ (هر استان 60 قلاده) به طور تصادفی انتخاب شدند. &amp;amp;nbsp;نمونه خون&amp;amp;shy; ها از ورید سفالیک گرفته شد و سرم&amp;amp;shy; ها به منظور تشخیص آنتی &amp;amp;shy;بادی &amp;amp;shy;های ضد نئوسپورا کانینوم با استفاده از آزمون آگلوتیناسیون اصلاح شده نئوسپورا (N-MAT) آنالیز شدند. &amp;amp;nbsp;در مجموع، 18 قلاده (15 درصد) از سگ&amp;amp;shy;های مورد بررسی به نئوسپورا کانینوم آلوده بودند. &amp;amp;nbsp;شیوع سرمی آلودگی در کرمانشاه (66/16 درصد) از خرم آباد (33/13 درصد) بیش&amp;amp;shy;تر بود. &amp;amp;nbsp;شیوع سرمی در بین سگ &amp;amp;shy;های خانگی (27/27 درصد)، سگ &amp;amp;shy;های مزرعه (66/16 درصد) و سگ&amp;amp;shy; های بدون صاحب (65/12 درصد) تفاوت معنی&amp;amp;shy; داری نداشت. &amp;amp;nbsp;انجام اقدامات لازم به منظور کنترل انگل و مدیریت جمعیت سگ&amp;amp;shy; های آلوده به&amp;amp;nbsp;نئوسپورا کانینوم در این نواحی ضرورت دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر پلاسمای غنی از پلاکت (PRP) بر قند خون، سیتوکین‌های التهابی و ترمیم زخم در موش‌های صحرایی دیابتی</title>
      <link>https://www.ivj.ir/article_243168.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp; دیابت ملیتوس یکی از شایع‌ترین اختلالات متابولیک است که نه تنها با هیپرگلیسمی پایدار بلکه با افزایش استرس اکسیداتیو و پاسخ‌های التهابی نیز شناخته می‌شود. &amp;amp;nbsp;در میان سیتوکین‌های پیش‌التهابی، فاکتور نکروز توموری-آلفا (TNF-&amp;amp;alpha;) و اینترلوکین-۶ (IL-6) نقش محوری در اختلال سیگنالینگ انسولین، افزایش لیپولیز و گلوکونئوژنز و تشدید دیس‌فانکشن متابولیک دارند. &amp;amp;nbsp;پلاسمای غنی از پلاکت (PRP)، که سرشار از فاکتورهای رشد و سیتوکین‌های تنظیمی است، اخیراً به عنوان یک راهبرد درمانی بالقوه برای بازسازی بافت و کنترل التهاب مورد توجه قرار گرفته است.&amp;amp;nbsp; در این مطالعه، دیابت در موش‌های صحرایی نژاد ویستار با استفاده از استرپتوزوتوسین (mg/kg65) القا شد و زخم‌های تمام‌ضخامت به ابعاد 2 سانتی‌متر در پشت حیوانات ایجاد گردید. &amp;amp;nbsp;گروه درمانی از روز ششم تا روز بیستم، به صورت روزانه، درمان موضعی با PRP اتولوگ (50 واحد؛ 1 میلی‌لیتر به ازای هر کیلوگرم وزن بدن) دریافت کردند. &amp;amp;nbsp;قند خون در فواصل مشخص پایش شد و غلظت سرمی IL-6 و TNF-&amp;amp;alpha; به روش ELISA اندازه‌گیری گردید. &amp;amp;nbsp;درمان با PRP موجب کاهش معنی&amp;amp;shy;دار سطح قند خون شد، به ویژه در روزهای سوم و بیست و یکم مداخله. &amp;amp;nbsp;علاوه بر این، TNF-&amp;amp;alpha; و IL-6 به عنوان دو سیتوکین کلیدی در التهاب سیستمیک، در گروه دیابتی درمان شده با PRP نسبت به گروه دیابتی بدون درمان به طور قابل توجهی کاهش یافتند. &amp;amp;nbsp;یافته‌ها شواهد آزمایشگاهی روشنی از خواص ضدهیپرگلیسمی و ضدالتهابی PRP در دیابت ارائه می‌دهند. &amp;amp;nbsp;با کاهش بیان IL-6 و TNF-&amp;amp;alpha;، PRP نه تنها متابولیسم گلوکز را بهبود می‌بخشد بلکه پاسخ‌های التهابی را نیز تعدیل می‌کند و پتانسیل آن را به عنوان یک درمان کمکی نوین در عوارض متابولیک و التهابی دیابت نشان می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تشخیص مولکولی انگل &amp;shy;های خونی در کنه&amp;shy;های آلوده کننده سگ&amp;shy;ها در استان واسط عراق</title>
      <link>https://www.ivj.ir/article_243170.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp; آلودگی به انگل&amp;amp;shy; های خونی&amp;amp;nbsp;در سگ‌های مناطق گرمسیری، از جمله عراق، مشاهده می‌شوند.&amp;amp;nbsp; تعداد زیادی از سگ‌ها به چندین انگل خونی آلوده می‌شوند.&amp;amp;nbsp; این تحقیق در استان واسط، عراق طراحی شد تا شناسایی و توصیف مولکولی جامع هموپارازیت‌ها در کنه&amp;amp;shy;‌هایی که سگ‌ها را آلوده کرده‌اند، انجام شود.&amp;amp;nbsp; این مطالعه مقطعی از ابتدای ماه می ۲۰۲۴ تا پایان دسامبر ۲۰۲۴ انجام شد.&amp;amp;nbsp; در مجموع ۲۸۰ سگ ولگرد در مناطق مختلف واسط، عراق مورد بررسی قرار گرفتند.&amp;amp;nbsp; همه حیوانات به ‌صورت سیستماتیک برای بررسی آلودگی به کنه معاینه شدند و کنه&amp;amp;shy;‌های جمع&amp;amp;shy;‌آوری ‌شده در اتانول نگهداری شده و با استفاده از کلیدهای تاکسونومیکی استاندارد شناسایی شدند.&amp;amp;nbsp; نمونه&amp;amp;shy;‌ها از سگ‌های آلوده به کنه‌ها گرفته شد و برای تحلیل‌های میکروسکوپی و مولکولی به منظور شناسایی پیروپلاسم‌ها (بابزیا، تیلریا) و آناپلاسما استفاده شدند و DNA کلی استخراج شده و سپس PCR با پرایمرهای ژن 16S rRNA برای شناسایی گونه&amp;amp;shy;‌های آناپلاسما انجام شد، و ژن&amp;amp;nbsp;S rRNA 18 برای شناسایی گونه &amp;amp;shy;های بابزیا و تیلریا اساتفاده شد.&amp;amp;nbsp; محصولات پی سی آر با استفاده از الکتروفورز ژل آگاروز تأیید شدند.&amp;amp;nbsp; بررسی ریخت&amp;amp;shy;‌شناسی نشان داد که کنه&amp;amp;shy;‌های بالغ شناسایی ‌شده به خانواده Ixodid تعلق دارند و چهار گونه جنس Rhipicephalus شامل Rhipicephalus ، sanguineus&amp;amp;nbsp; turanicus Rhipicephalus , Rhipicephalus pravus&amp;amp;nbsp; Rhipicephalus camicasi شناسایی شدند.&amp;amp;nbsp; PCR Nested همچنین وجود Anaplasma spp. را در 16 نمونه کنه (16 درصد)، Babesia spp. را در 14 سگ (14 درصد) و Theileria spp.&amp;amp;nbsp; را در 11 سگ (11 درصد) نشان داد.&amp;amp;nbsp; این نتایج نقش کنه&amp;amp;shy;‌ها را به عنوان مخازن بالقوه برای گونه&amp;amp;shy;‌های Anaplasma ، Babesia و Theileria برجسته می‌کند و اهمیت آنها را در دینامیک انتقال این انگل‌های خونی و تاثیر احتمالی آن‌ها بر سلامت و بهره&amp;amp;shy;وری دام‌ها را نشان می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی وضعیت آرام&amp;shy;بخشی و اثرات بالینی و قلبی &amp;ndash; تنفسی کلونیدین هیدروکلراید در سگ&amp;shy; ها</title>
      <link>https://www.ivj.ir/article_243173.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp; کلونیدین یک آگونیست آلفا-۲ است که به عنوان یک عامل ضد فشار خون در پزشکی انسانی به طور گسترده شناخته شده است. &amp;amp;nbsp;با توجه به اهمیت آگونیست‌های آلفا-۲ به عنوان آرام‌بخش و مسکن؛ به نظر می‌رسد که اطلاعات کمی در مورد کلونیدین در دامپزشکی وجود دارد. &amp;amp;nbsp;هدف از مطالعه حاضر ارزیابی وضعیت آرام‌بخشی، اثرات بالینی و قلبی تنفسی کلونیدین به تنهایی و مقایسه آن با زایلازین و آسپرومازین در سگ‌ها بود. &amp;amp;nbsp;پنج سگ نر بالغ نژاد مخلوط مورد استفاده قرار گرفتند. &amp;amp;nbsp;وضعیت سلامت با معاینه فیزیکی، شمارش کامل خون و آنالیز بیوشیمیایی سرم ارزیابی شد. &amp;amp;nbsp;همه سگ‌ها به ترتیب آسپرومازین عضلانی (0/2 میلی‌گرم بر کیلوگرم)، زایلازین (۱ میلی‌گرم بر کیلوگرم) و کلونیدین (0/03 میلی‌گرم بر کیلوگرم) را به فاصله ۱۰ روز دریافت کردند. &amp;amp;nbsp;میزان آرام‌بخشی، ضربان قلب، تعداد تنفس و دمای رکتوم قبل از تزریق تا ۹۰ دقیقه پس از تزریق ثبت شد. &amp;amp;nbsp;همچنین نمونه خون قبل از تزریق و 1، 3، 6 و 24 ساعت پس از آن گرفته شد. &amp;amp;nbsp;هیچ تفاوت معنی‌داری بین وضعیت آرام‌بخشی سه گروه در طول زمان‌ها وجود نداشت. &amp;amp;nbsp;سطح کورتیزول به جز افزایش معنی‌دار بین آسپرومازین و زایلازین 3 ساعت پس از تزریق تفاوت معنی‌داری نداشت. &amp;amp;nbsp;کاهش ضربان قلب و تعداد تنفس در گروه زایلازین و کلونیدین نسبت به گروه آسپرومازین بیش&amp;amp;shy;تر بود.&amp;amp;nbsp; با توجه به نتایج، به نظر می‌رسد اثرات آرام‌بخشی کلونیدین در مقایسه با سایر گروه‌های مورد مطالعه قابل قبول بوده است و با مطالعات بیشتر، می‌توان تجویز کلونیدین (0/03 میلی‌گرم بر کیلوگرم) را به عنوان داروی آرام‌بخش و پیش بیهوشی به صورت عضلانی توصیه کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر عصاره مخمر ساکارومایسس سرویزیه به همراه لاکتوباسیلوس رامنوسوس بر فاکتورهای رشد و بیوشیمیایی سرم ماهی تیلاپیای نیل</title>
      <link>https://www.ivj.ir/article_243175.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp; در این تحقیق اثرات ترکیبی Saccharomyces cerevisiae و Lacticaseibacillus rhamnosus بر رشد و شاخص‌های بیوشیمیایی سرمی ماهی تیلاپیا نیل (Oreochromis niloticus) بررسی گردید. &amp;amp;nbsp;در مجموع 300 ماهی تیلاپیا نیل به 10 گروه (متوسط ​​وزن 7 &amp;amp;plusmn; 20 گرم) تقسیم شدند (تیمارهای 30 تایی در سه تکرار 10 تایی) و به مدت 60 روز با جیره&amp;amp;shy;های حاوی سطوح مختلف مخمر و باکتری تغذیه شدند. &amp;amp;nbsp;گروه کنترل با رژیم غذایی تجاری بدون سویه&amp;amp;shy;های پروبیوتیک انتخاب شده تغذیه شدند. &amp;amp;nbsp;شناسایی سویه&amp;amp;shy; های باکتریایی با استفاده از ویژگی &amp;amp;shy;های فنوتیپی، بیوشیمیایی و ژنتیکی انجام شد، گروه 1 فقط سویه باکتریایی را دریافت کرد، در حالی که گروه&amp;amp;shy; های 2 تا 5 با جیره&amp;amp;shy; های حاوی دوزهای مختلف مکمل مخمر تغذیه شدند. &amp;amp;nbsp;گروه&amp;amp;shy;های 6 تا 9 ترکیبی از باکتری و مخمر (رژیم غذایی تجاری + 25/0 درصد، 5/0 درصد، 1 درصد، 5/1 درصد مخمر + باکتری) دریافت کردند. &amp;amp;nbsp;در پایان کارآزمایی، عملکرد رشد و پارامترهای بیوشیمیایی سرم مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. &amp;amp;nbsp;نتایج نشان داد که استفاده ترکیبی از این دو پروبیوتیک باعث بهبود شاخص &amp;amp;shy;های رشد و افزایش میزان بقا در ماهی می&amp;amp;shy;شود.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;هر چند تغییرات قابل توجهی در برخی از پارامترهای بیوشیمیایی، از جمله افزایش سطح HDL و گلوکز در گروه &amp;amp;shy;های تغذیه شده با مخمر مشاهده شد که این تغییرات شاخص استرس هستند.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;بر اساس نتایج فاکتورهای رشد در پایان مطالعه، ترکیبی از S.cerevisiae و پروبیوتیک L.rhamnosus می &amp;amp;shy;تواند یک استراتژی تغذیه&amp;amp;shy; ای برای افزایش سلامت و عملکرد آبزیان باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی ایمنی‌زایی و اثربخشی حفاظتی واکسن یرسینیا راکری در ماهی قزل‌آلای رنگین‌کمان تغذیه‌شده با پروبیوتیک‌های ریزپوشانی‌شده</title>
      <link>https://www.ivj.ir/article_243198.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp; در این مطالعه اثرات مکمل غذایی با باسیلوس سوبتیلیس و لاکتوباسیلوس بولگاریکوس، به هر دو شکل آزاد و ریزپوشانی شده با آلژینات/کیتوزان، بر پاسخ ایمنی و اثربخشی واکسن یرسینیا راکری در ماهی قزل‌آلای رنگین‌کمان (Oncorhynchus mykiss) مورد بررسی قرار گرفت. &amp;amp;nbsp;در مجموع ۵۴۰ ماهی قزل‌آلای رنگین‌کمان (1/5 &amp;amp;plusmn;20 گرم) به طور تصادفی به شش گروه (هر کدام با سه تکرار) تقسیم شدند: گروه A (کنترل) یک رژیم غذایی پایه دریافت کرد؛ گروه B علیه یرسینیا راکری واکسینه شد و با رژیم غذایی پایه تغذیه شد؛ گروه‌های C و D به ترتیب واکسینه شدند و با رژیم‌های غذایی حاوی لاکتوباسیلوس بولگاریکوس آزاد یا ریزپوشانی شده تغذیه شدند؛ و گروه‌های E و F به ترتیب با رژیم‌های غذایی حاوی باسیلوس سوبتیلیس آزاد یا ریزپوشانی شده تغذیه شدند. &amp;amp;nbsp;نمونه‌برداری در روزهای ۰، ۳۰ و ۶۰ مطالعه برای ارزیابی پارامترهای ایمنی&amp;amp;shy;شناسی (تیتر آنتی‌بادی، فعالیت لیزوزیم، فعالیت باکتری‌کشی، NBT، سطح گلوبولین) و پارامترهای خونی (RBC، WBC، Hb، Hct) انجام شد. &amp;amp;nbsp;در روز ۶۰ آزمایش، همه گروه‌ها با یرسینیا راکری اتوژن مورد آزمایش قرار گرفتند و مرگ و میر تجمعی طی ۱۴ روز ثبت شد. &amp;amp;nbsp;نتایج نشان داد که گروه‌های D و F (پروبیوتیک‌های ریزپوشانی شده) عملکرد رشدشان به طور قابل توجهی نسبت به گروه کنترل بالاتر بود. &amp;amp;nbsp;به طور مشابه، پارامترهای ایمنی&amp;amp;shy;شناسی در گروه‌های پروبیوتیک ریزپوشانی شده به طور قابل توجهی افزایش یافتند، در حالی که مقادیر خون‌شناسی از نظر آماری بین گروه‌ها تغییر نکرد. &amp;amp;nbsp;پس از چالش، میزان مرگ و میر در گروه D (13.3 درصد) و گروه F (3/23 درصد) در مقایسه با گروه کنترل (7/86 درصد) به طور قابل توجهی کمتر بود. &amp;amp;nbsp;در نتیجه، اگر چه هر دو پروبیوتیک، لاکتوباسیلوس بولگاریکوس و باسیلوس سوبتیلیس، ایمنی‌زایی و اثربخشی واکسن علیه یرسینیا راکری را افزایش دادند، ریزپوشانی پروبیوتیک‌ها با آلژینات و کیتوزان به طور قابل توجهی عملکرد واکسن را بهبود بخشید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی آنتی‌بادی‌های متقاطع در میان سویه‌های بروسلا: اعتبارسنجی آزمون‌های تشخیص سرمی بروسلوز</title>
      <link>https://www.ivj.ir/article_243199.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp; هدف مطالعه حاضر بررسی واکنش‌های متقاطع آنتی‌بادی در سرم گوسفند نسبت به سویه‌های واکسن و پاتوژن بروسلا و همچنین اعتبارسنجی نتایج آگلوتیناسیون با بکارگیری آزمون الیزا و استفاده از هر دو سویه واکسن و وحشی بروسلا است. &amp;amp;nbsp;سویه‌های واکسن و وحشی استفاده شده شامل RB51، Rev1، B. melitensis و B. abortus بودند که همگی با آزمایش PCR تأیید شدند. &amp;amp;nbsp;در مجموع 81 نمونه سرم گوسفند در این مطالعه گنجانده شدند که شامل نمونه &amp;amp;shy;های با واکنش مثبت و منفی در آزمون‌های آگلوتیناسیون بود.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;پس از ارزیابی سرم‌ها، آزمون‌های الیزا غیر مستقیم با استفاده از لیپو پلی‌ساکارید باکتری برای اعتبارسنجی نتایج آگلوتیناسیون و برای ارزیابی آماری واکنش‌های متقاطع سرم نسبت به سویه‌های واکسن و وحشی بروسلا به کار گرفته شد. &amp;amp;nbsp;از 81 نمونه سرم مشکوک ارزیابی شده، آزمون رزبنگال 61 نتیجه مثبت و 20 نتیجه منفی را نشان داد. &amp;amp;nbsp;آزمون‌های رایت و 2ME رایت به ترتیب 38 و 36 نتیجه مثبت و 43 و 45 نتیجه منفی را نشان دادند. &amp;amp;nbsp;براساس تحلیل منحنی ROC، بالاترین مساحت زیر منحنی 84 درصد برای IRIBA، 75 درصد برای Rev1، 70 درصد برای B. melitensis و 68 درصد برای B. abortus بود. &amp;amp;nbsp;تحلیل آماری نشان داد که نوع آنتی‌ژن در آزمون‌های الیزا تأثیر معنی&amp;amp;shy; داری بر مقادیر&amp;amp;nbsp;S/P دارد. &amp;amp;nbsp;میانگین و خطای استاندارد مقادیر S/P برای &amp;amp;nbsp;واکسن Rev1 3/0 54&amp;amp;plusmn;/0&amp;amp;nbsp;B. melitensis 2/0 82&amp;amp;plusmn;/0 ، برای واکسن IRIBA&amp;amp;nbsp; 04/0 82&amp;amp;plusmn;/0 و آنتی‌ژن B. abortus 04/0 98&amp;amp;plusmn;/0 بود. بالاترین حساسیت و ویژگی با استفاده از آنتی‌ژن‌های B. melitensis و IRIBA به ترتیب به دست آمد. در الیزا غیرمستقیم که از هر دو نوع واکسن و سویه‌های وحشی بروسلا استفاده شد، حساسیت و ویژگی مناسبی نشان حاصل شد که &amp;amp;nbsp;بیان&amp;amp;shy;گر واکنش متقاطع سویه‌های مورد آزمون &amp;amp;nbsp;و همچنین، کاربرد آن به عنوان یک روش تشخیصی قابل اعتماد برای گوسفندهای واکسینه شده و آلوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خاصیت ضد توموری فراکسیون&amp;shy;های با وزن ملکولی پائین زهر عقرب Hottentotta zagrosensis : مهار رگ‌زایی با واسطهVEGFدر سلول‌های گلیوبلاستوما</title>
      <link>https://www.ivj.ir/article_243201.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp; گلیوبلاستوما (GBM) یک تومور مغزی تهاجمی و مقاوم به درمان با نتایج بالینی ضعیف است. &amp;amp;nbsp;در سال‌های اخیر، ترکیبات زیست‌ فعال طبیعی به عنوان منابعی به عنوان عوامل ضد سرطان جدید، توجه فزاینده‌ای را به خود جلب کرده‌اند. &amp;amp;nbsp;در میان این ترکیبات، زهر عقرب مشتق ‌شده از پپتیدها (PESV) به عنوان یک منبع نویدبخش از پپتیدهای با وزن مولکولی کم و با پتانسیل درمانی قوی ظهور کرده است. &amp;amp;nbsp;پپتیدهای PESV به دست آمده از عقرب H. zagrosensis به دلیل خواص ضد توموری، به ویژه توانایی آن&amp;amp;shy;ها در مهار رگ‌زایی، مورد توجه قرار گرفته است. &amp;amp;nbsp;این مطالعه اثرات PESV بر رگ‌زایی در سلول‌های گلیوبلاستومای C6 را بررسی کرد. &amp;amp;nbsp;برای این منظور، زهر عقرب H. zagrosensis جمع‌آوری ولیوفیلیزه شد و قبل از بارگذاری بر روی SDS-PAGE تریسین با استفاده از اولترافیلتراسیون تجزیه و فراکسیون&amp;amp;shy;های آن با نقره رنگ‌آمیزی شدند. &amp;amp;nbsp;این فرآیند دو باند پروتئینی عمده شامل یک باند با جرم‌ مولکولی 10 کیلو دالتون و یک باند کوچک&amp;amp;shy;تر 5 کیلو دالتونی نشان داد. &amp;amp;nbsp;غلظت فاکتور رشد اندوتلیال عروقی (VEGF) در سلول‌های گلیوبلاستوما پس از درمان با تموزولومید (TMZ) در مقایسه با گروه کنترل به طور قابل توجهی کاهش یافت.&amp;amp;nbsp; به طور مشابه، قرار گرفتن در معرض 75 میکروگرم و 150 میکروگرم پپتیدهایPESV مشتق شده از زهر H. zagrosensis نیز منجر به کاهش قابل توجهی در سطح VEGF در مقایسه با گروه کنترل شد.&amp;amp;nbsp; کاهش سطح VEGF در گروه‌های 75 و 150 میکروگرم PESV وابسته به دوز است که به طور قابل توجهی، میزان کاهش VEGF به ویژه در دوز بالا (150 میلی&amp;amp;shy;گرم در میلی‌لیتر) با اثرTMZ قابل مقایسه است، که این نشان دهنده پتانسیل قوی ضد رگ‌زایی پپتیدهای PESV است. &amp;amp;nbsp;در نتیجه، این مطالعه شواهد پیش‌بالینی قوی ارایه می‌دهد که بخش‌های پپتیدی استخراج شده از زهر عقرب H. zagrosensis سرکوب قابل توجهی از رگ‌زایی را نشان می‌دهند که این خود نویدبخش بودن آن را به عنوان یک کاندیدای درمانی بالقوه برای گلیوبلاستوما نشان می&amp;amp;shy;دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر مکمل سلنیوم آلی در رژیم غذایی بر عملکرد رشد، متابولیت‌های خون و فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی در بره‌های پرواری</title>
      <link>https://www.ivj.ir/article_243206.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp; این مطالعه با هدف ارزیابی اثرات مکمل سلنیوم آلی (Se) در جیره غذایی بر عملکرد رشد، پارامترهای خون‌شناسی و متابولیت‌های خونی منتخب در بره‌های بلوچی پرواری انجام شد. &amp;amp;nbsp;در مجموع 24 بره نر (وزن اولیه بدن؛ 7/1 &amp;amp;plusmn; 4/18 کیلوگرم) در یک طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار غذایی و شش تکرار برای هر تیمار در یک دوره 75 روزه قرار گرفتند. &amp;amp;nbsp;قبل از مرحله آزمایش، بره‌ها به مدت دو هفته با قفس‌های انفرادی و یک جیره پایه سازگار شدند. &amp;amp;nbsp;تیمارهای غذایی شامل یک گروه کنترل (جیره پایه بدون مکمل سلنیوم آلی) و سه گروه آزمایشی دریافت کننده 25/0، 5/0 و 75/0 میلی‌گرم سلنیوم در کیلوگرم خوراک به شکل مکمل سلنیوم-متیونین آلی بود. &amp;amp;nbsp;نتایج نشان داد که مکمل سلنیوم تأثیر معنی‌داری بر میانگین مصرف خوراک روزانه، وزن نهایی بدن، میانگین افزایش وزن روزانه (ADG) یا ضریب تبدیل غذایی (FCR) نداشت. &amp;amp;nbsp;علاوه بر این، هیچ تغییر معنی&amp;amp;shy;داری در پارامترهای خون‌شناسی، از جمله تعداد گلبول‌های قرمز و سفید خون، مقادیر هماتوکریت یا غلظت هموگلوبین، که به مکمل سلنیوم نسبت داده شود، مشاهده نشد. &amp;amp;nbsp;به همین ترتیب، سطح هورمون‌های تیروئید، به ویژه تری‌یدوتیرونین (T3)، تترایدوتیرونین (T4) و هورمون محرک تیروئید (TSH)، هیچ تغییر معنی‌داری در رابطه با مصرف سلنیوم غذایی نشان نداد. &amp;amp;nbsp;نکته مهم این است که فعالیت گلوتاتیون پراکسیداز خون (GPX) افزایش خطی مربوط به افزایش مکمل سلنیوم را نشان داد. &amp;amp;nbsp;علاوه بر این، تأثیر درجه دوم سلنیوم مکمل غذایی بر غلظت اوره خون مشاهده شد. &amp;amp;nbsp;به طور خاص، بره‌هایی که 25/0 میلی‌گرم و 5/0 میلی‌گرم سلنیوم در کیلوگرم جیره دریافت می‌کردند، غلظت بالاتری از اوره در گردش خون را در مقایسه با بره‌های دریافت کننده جیره کنترل نشان دادند. &amp;amp;nbsp;با این حال، هیچ تفاوت معنی‌داری در سطح مالون دی آلدئید، کراتینین، تری‌گلیسیرید یا کلسترول در بین گروه‌ها مشاهده نشد. &amp;amp;nbsp;در نتیجه، استفاده از سلنیوم آلی در جیره غذایی تا سطوح 75/0 میلی‌گرم بر کیلوگرم، نه بر عملکرد رشد تأثیری گذاشت و نه هیچ اثر منفی بر سلول‌های خونی و وضعیت متابولیکی بره‌ها نشان داد. &amp;amp;nbsp;با این وجود، منجر به افزایش معنی&amp;amp;shy;دار فعالیت گلوتاتیون پراکسیداز شد که نقش محوری سلنیوم آلی را در تقویت سیستم آنتی‌اکسیدانی بره‌های پرواری برجسته می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تنیا سریالیس در بافت ماهیچه گوسفند: مطالعه موردی از یک کشتارگاه صنعتی</title>
      <link>https://www.ivj.ir/article_243212.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp; تنیا سریالیس یک کرم نواری انگلی است که معمولاً پستانداران کوچک را تحت تأثیر قرار می‌دهد و وجود آن در گوسفند به ندرت گزارش شده است. &amp;amp;nbsp;در حالی که تنیا سریالیس در گوسفند عامل تنیازیس عصبی است، در مطالعات قبلی وجود کسیت این انگل در بافت ماهیچه&amp;amp;shy; ای گزارش نشده است.&amp;amp;nbsp; این گزارش موردی با هدف توصیف یک نمونه نادر از عفونت تنیا سریالیس در بافت ماهیچه گوسفند، برجسته کردن روش‌های تشخیصی مورد استفاده و بحث در مورد پیامدهای عفونت‌های انگلی در محیط‌های کشتارگاه صنعتی سنندج انجام شد. &amp;amp;nbsp;مطالعه حاضر به توصیف یک میش حدودا 5/2 ساله که هیچ علائم بالینی نداشت، در کشتارگاه صنعتی در شهر سنندج می&amp;amp;shy;پردازد. &amp;amp;nbsp;در طول کالبدشکافی، کیست‌های متعددی در بافت ماهیچه یافت شد. &amp;amp;nbsp;پس از مشاهده کیست &amp;amp;shy;ها از لارو آن&amp;amp;shy;ها&amp;amp;nbsp;DNA استخراج و با استفاده از PCR اختصاصی و سپس تعیین توالی ژن cox1 و درخت تبارشناسی برای این ژن وجود تنیا سریالیس تایید شد. &amp;amp;nbsp;این مطالعه وجود یک کیست انگلی را در یک مکان غیر طبیعی (در عضلات) گزارش می&amp;amp;shy; کند.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;لازم به ذکر است، عدم وجود علائم بالینی قبل از ذبح، لزوم معاینات پس از مرگ و تشخیص مولکولی را در تشخیص عفونت‌های انگلی برجسته می‌کند. &amp;amp;nbsp;یافته‌های مطالعه حاضر نشان می‌دهد که نیاز به تحقیقات بیش&amp;amp;shy;تر در مورد شیوع و تأثیر عفونت های ناشی از آلودگی به تنیا سریالس در دام&amp;amp;shy;ها وجود دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی بافتی و فراساختاری تلوسیت ها در بافت رحم سگ</title>
      <link>https://www.ivj.ir/article_241274.html</link>
      <description>زمینه: تلوسیت‌ها ، که با بدنه‌های سلولی باریک و زوائد سیتوپلاسمی کشیده معروف به تلوپود مشخص می‌شوند، سلول‌های بینابینی متمایزی هستند که در اندام‌های مختلف پستانداران، از جمله قلب، ریه، رحم، لوله‌های فالوپ و کلیه، شناسایی شده‌اند. هدف: این مطالعه به بررسی وجود، مورفولوژی، فراساختار و توزیع تلوسیت‌ها در بافت رحم سگ پرداخته است. روش‌ها: نمونه‌هایی از شاخ رحم سگ‌های بالغ نژاد اشپیتز جمع‌آوری و برای بررسی‌های بافت‌شناسی ، هیستوشیمی و میکروسکوپ الکترونی عبوری آماده شدند.نتایج: تحت میکروسکوپ نوری ، تلوسیت‌ها به صورت سلول‌های کشیده‌ای مشاهده شدند که دارای یک هسته باریک و زوائد سیتوپلاسمی نازک متعددی بودند که از بدنه سلول منشأ می‌گرفتند. در مجاورت نزدیک با واحدهای ترشحی غدد رحمی، عروق خونی، دسته‌های کلاژن بافت همبند، و سلول‌های ماهیچه صاف در سراسر تمام لایه‌های دیواره رحم قرار داشتند. مورفولوژی کامل تلوسیت‌ها و تلوپودها، شامل ارتباطات نزدیک آن‌ها با سلول‌های غده‌ای، ماهیچه صاف و اندوتلیال، و همچنین فیبرهای کلاژن، به وضوح توسط میکروسکوپ الکترونی عبوری مشاهده شد.نتیجه‌گیری: در مجموع، یافته‌های این مطالعه اولین شواهد مبنی بر حضور تلوسیت در رحم سگ را فراهم می‌کند و مورفولوژی و توزیع تقریبی آن‌ها را شرح می‌دهد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
