تأثیر دوزهای گوناگون eCG بر عملکرد تولیدمثلی بزهای بومی استان کهگیلویه و بویراحمد در فصل‌های تابستان و بهار

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه یاسوج، یاسوج - ایران.

2 کارشناس ارشد، بخش تحقیقات علوم دامی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی، استان کهگیلویه و بویراحمد- ایران.

چکیده

به منظور بررسی تأثیر دُزهای گوناگون eCG بر عملکرد تولیدمثلی بزهای بومی استان کهگیلویه و بویراحمد، از 75 رأس بز (3-2 ساله و میانگین وزنی 9/146) در اواخر فصل تابستان (آزمایش اول) و 75 رأس بز (4-3 ساله و میانگین وزنی 6/245) در اوایل فصل بهار (آزمایش دوم) استفاده شد. چرخه فحلی بزها با استفاده از اسفنج‌های پروژسترون‌دار در یک دوره 18روزه همزمان شد. در هر آزمایش یک روز قبل از برداشت اسفنج، به گروه‌های آزمایشی به ترتیب 300، 400، 500 و 600 واحد بین‌المللی eCG، تزریق و یک گروه به عنوان شاهد در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که در فصل تابستان، گروه‌های دریافت‌کننده‌ی 500 و 600 واحد بین‌المللی eCG و گروه شاهد بزغاله‌زایی کمتری نسبت به بقیه‌ی گروه‌ها داشتند. میزان فکاندیتی در تیمارهای دریافت‌کننده‌ی 400 و 500 واحد بین‌المللی eCG (به‌ترتیب 2/1 و 13/1)، نسبت به سایر گروه‌ها بیشتر بود. نتایج در فصل بهار نشان داد که دُزهای بیش از 300 واحد بین المللی eCG، سبب شد همه‌ی بزها در مدت 42 ساعت فحل شوند و در گروه‌های دریافت‌کننده‌ی دُزهای 500 و 600 واحد بین‌المللی eCG، نسبت به دُزهای 300 و 400 و گروه شاهد، زمان آغاز فحلی به طور معنی‌داری (001/0>P) زودتر بود. نتایج نشان داد که درصد سه قلوزایی با افزایش دُز eCG تا سطح 500 واحد، افزایش پیدا کرد و اختلاف میزان فکاندیتی و پرولیفیکیسی بین گروه‌های مختلف تیماری تمایل به معنی‌داری داشت (06/0=P) و این فراسنجه‌ها در گروه دریافت‌کننده‌ی 500 واحد بین‌المللی eCG، نسبت به سایر گروه‌های تیماری، بیشتر بود. نتایج این مطالعه به طور کلی نشان داد که در اواخر تابستان و اوایل بهار به ترتیب دُزهای 400 و 500 واحد بین‌المللی eCG، بیشترین تأثیر را در افزایش نرخ آبستنی، نرخ دوقلوزایی و میزان فکاندیتی در بزهای بومی داشت.

کلیدواژه‌ها